در بريدن بعضى از گوش ، تمام ديهء آن بر ابعاضش ، بر حسب مساحت ، قسمت مىشود ؛ مثلًا در بريدن يك سوم گوش ، يك سوم ديه - 250 مثقال طلا - و در بريدن يك پانزدهم ، 50 مثقال ، لازم مىشود .
در پاره كردن نرمهء گوش كه جاى گوشواره است ، يك سوم قيمت گوش ، گفته شده [ است ] .
نوع پنجم : ديهء لب
ديهء بريدن دو لب انسان ، ديهء كامل او ؛ و ديهء يكى از لبها ، نصف ديه ؛ و ديهء بريدن مقدارى از يك لب ، به حساب مساحت طول لب ، محسوب مىشود .
صدمه زدن به لبهاى كسى به طورى كه استمساكش از بين رفته ، آويخته شود ، سبب ضمان يك سوم ديهء كامل است ( 250 مثقال صيرفى طلا ) .
ديهء شكافتن هر دو لب ، به طورى كه دندانها پيدا شود و همانطور باقى بماند ، يك سوم ديهء كامل ؛ و اگر بهبود يابد ، يك پنجم ديه است ( 150 مثقال طلا ) و ديهء شكافتن يك لب ، به همان محاسبه ، تقدير مىشود .
نوع ششم : ديهء زبان
ديهء بريدن زبان انسان ، قيمت كامل او ( 750 مثقال طلا ) و ديهء بريدن زبان لال ، يك سوم ديه است ( 250 مثقال طلا ) و ديهء بريدن بعضى از زبان لال ، به حساب مساحت تمام زبان ، ملاحظه مىشود ؛ مثلًا بريدن يك پنجم آن ، سبب غرامت 50 مثقال طلا است .
ديهء بريدن بعضى از زبان صحيح ، به حساب از بين رفتن حروف 28 گانهء تهجّى است ؛ مثلًا 750 مثقال طلا را كه ديهء كامل زبان گويا و قادر به همهء حروف است ، به 28 تقسيم نموده ، براى هر حرفى 261114 تعيين مىكنيم ، سپس هر مقدار از حروف كه به واسطهء جنايت از بين رفته باشد ، ديهء آن را به عهدهء جانى ثابت مىنماييم . بنابراين ، اگر مقدارى از زبان بريده شود كه تلفّظ 14 حرف ناممكن شد ، نصف ديهء كامل ، مأخوذ مىشود ؛ و هكذا .