اگر دوايى به كسى بدهد ، يا زخمى در بدنش وارد كند كه در نتيجهء سرايت آن بميرد ، در صورتى كه قصد كشتن داشته ، قتل عمدى حساب مىشود .
اگر انسانى به انسانى ديگر دستور كشتن مسلمانى را بدهد ، كشتنش حلال نمىشود ، گرچه منجر به قتل خود مأمور شود ؛ چه آن كه در ريختن خون مسلمان ، تقيّه جايز نيست ؛ و اگر مأمور ، از ترسش اقدام به كشتن كند ، خود او به عنوان قصاص ، محكوم به اعدام و دستوردهنده محكوم به حبس ابد خواهد بود .
اگر شخصى حيوانى را به سوى كسى تحريص كند [ و ] آن حيوان او را هلاك كند ، خونش به عهدهء تحريصكننده است .
اگر بچّه يا ديوانهاى را تحريك به قتل كنند ، خون كشته شده به گردن تحريككننده است ، نه بچّه و ديوانه .
اگر دو نفر در كشتن كسى شركت كنند ، اولياى مقتول حق دارند هر دو را بكشند ؛ لكن نصف خونبهاى هر يك را بايد به وارث او بدهند . و همچنين در شركت سه نفر ، اگر هر سه را بكشند ، ورثهء هر يك ، دو سوم خونبها را مىگيرند .
اگر دو نفر زن يك مرد را بكشند ، جايز است هر دو را به قصاص مَرد كشت ؛ زيرا ديهء زن ، نصف ديهء مرد است .
اگر زنى مردى را بكشد ، وارث مرد ، جز كشتن او حقّى ندارد ؛ زيرا قاتل ، بيشتر از خون خود جنايت نمىزند .
اگر مردى زنى را بكشد ، اولياى زن مىتوانند مرد را بكشند ، لكن نصف ديهء او را به وارثش بپردازند ؛ زيرا ديهء مرد ، دو برابر ديهء زن است .
همهء مسلمانها با هم در غير مواردى معدود ، برابرند ، به طورى كه [ اگر ] مردى 50 ساله ، جنين زنده را سقط يا بچّهء تازه مولود را عمداً بكشد ، به قصاص ، كشته مىشود .
اگر كافرى مسلمانى را بكشد ، او را قصاصاً بايد كشت ؛ و اگر مسلمانى كافرى را بكشد ، در صورتى كه مقتول از اهل ذمّه باشد ، قصاص از مسلمان ، مبدّل به 800 درهم نقره مىشود .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٤٠