مسئلهء 12 . بر كسى كه مال مردم را خودش و يا به تسبيب ، تلف نمايد ، واجب است بَدَل عادلهء آن را بپردازد ، مگر در موارد استثنايى .
مسئلهء 13 . اخذ كردنِ طلبكار از مال بدهكار به عنوان تقاص ، بدون اطّلاع او ، در صورتى كه از اداى بدهى امتناع ندارد ، حرام است ؛ و ردّ آن ، بر فرض تقاص نمودن ، واجب است .
مسئلهء 14 . اگر مال غصبى ، دست به دستِ غاصبان بگردد ، بر همهء آنان واجب است كه آن را به صاحبش رد كنند ؛ و در صورت تلف ، صاحب مال ، بَدَل عادله را از هر كدامِ آنان بطلبد ، واجب است بپردازد ؛ و سپس او مىتواند به كسى كه مال در نزد او تلف شده ، رجوع نمايد .
احِياى موات و آباد كردنِ زمين مَوات
« احيا » در لغت ، زندگى بخشيدن و اعطاى روح حيات ، بر چيز مرده است ؛ و اين عمل ، از صفات مختصّهء حق تعالى است ؛ و غير او ، جز انجام برخى از مقدّمات را نتواند ؛ و آباد كردنِ زمين نيز ايجاد بعضى از مقدّمات حيات آن و نهال و بذر آن است . و احياى مَوات ، به تعبيراتى [ كه ] بتواند گوشهاى از اين عمل پر بركت را ارائه كند ، عبارت است از : استفاده از اصيلترين مواهب الهى ، اجراى فرمان حق در موضوع عمران زمين ، نخستين پايهء اقتصادى جامعه ، پذيرش عملى موهبت عامّ الهى ، تسلّط بشر بر مهمترين گنج خويش ، سلطهء دايمى و سلطهء موقّت ، تحصيل اسكلت هيكل كشاورزى ، تهيّهء جوّ مساعد براى نبات و حيوان ، تأمين مهمترين بخش حيات بشرى .
مسئلهء 1 . تصرّف در حريم ملك احيا شده ، بدون رضايت احيا كننده ، حرام است ؛ يعنى كسى كه زمين مَواتى را احيا كرده ، مقدارى از اطراف آن - گرچه مَوات باشد - متعلّق حقّ او مىشود و آن را « حريم » گويند ؛ و حريم هر يك از خانه و باغ و مزرعه و ده ، به تناسب نياز صاحبان آنها است .
مسئلهء 2 . كسى كه چاهى در زمين مواتى حفر كند ، حفر چاه براى ديگران در محلّ