تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الجنان ومصباح الجنان — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
[ سپس ، درحالىكه آب از ديده‌هاى مباركش جارى بود ، شروع به درخواست از خداوند نمود و به دعا پرداخت و گفت : ] اللَّهُمَّ اجْعَلْني أَخْشاكَ كَأَنّي أَراكَ ، وَ أَسْعِدْني بِتَقْويكَ خدايا آنچنان‌از خودهراسناكم قرارده كه‌گويىتو را مىبينم و مرا به پرهيزگارى سعادت بخش . وَ لا تُشْقِني بِمَعْصِيَتِكَ وَ خِرْ لي في قَضآئِكَ وَ بارِكْ لي في و مرا به خاطر گناهانم بدبخت مساز . در قضاى خود براى من خير مقرر كن و مبارك گردان قَدَرِكَ حَتَّى لا أُحِبُّ تَعْجيلَ ما أَخَّرْتَ وَ لا تَأْخيرَ ما عَجَّلْتَ ، در تقديرت به من تا در آنچه به تأخيراندازى ، عجله نكنم و در آنچه‌زودتر خواهىتأخير نكنم . اللَّهُمَّ اجْعَلْ غِنايَ في نَفْسي وَ الْيَقينَ في قَلْبي وَ الْأِخْلاصَ خداوندا ، در جانم بىنيازى و در دلم يقين و در كارم في عَمَلي وَ النُّورَ في بَصَري وَ الْبَصيرَةَ في ديني ، وَ مَتِّعْني اخلاص و در ديده‌ام روشنايى و در دينم آگاهى قرار ده . اندامهايم را بِجَوارِحي ، وَ اجعَلْ سَمْعي وَ بَصَرِيَ الْوارِثَيْنِ مِنّي ، نيرومند ساز و گوش و چشمم را به پيروى از عقلم برانگيز . وَ انْصُرْني عَلى مَنْ ظَلَمَني ، وَ أَرِني فيهِ ثاري وَ مارِبي در پيروزى بر ستمكاران ياريم كن و انتقامم را از ايشان نشانم ده و مرا وَ أَقِرَّ بِذلِكَ عَيْني . اللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتي ، وَ اسْتُرْ عَوْرَتي ، از آن بابت ، خوشحال ساز . خداوندا ، غمهايم را به شادمانى بدل كن و عيوبم را بپوشان ؛ وَ اغْفِرْ لي خَطيئَتي ، وَ اخْسَأْ شَيْطاني ، وَ فُكَّ رِهاني ، گناهانم را بيامرز و شيطان را از من دور كن و ذمه‌ام را آزاد ساز .