تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الجنان ومصباح الجنان — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
قَوْلٍ ، اوْ أَسْرَفا عَلَيَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ أَوْ ضَيَّعاهُ لي مِنْ حَقٍّ ، روا داشتند يا هر زياده روى كه در كردار با من كردند يا هر حقى از من كه ضايع كردند أَوْ قَصَّرا بي عَنْهُ مِنْ واجِبٍ فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما ، وَجُدْتُ بِهِ يا از هر واجب كه در حق من كوتاهى ورزيدند همه را به آنان بخشيدم و آن را وسيلهء نيكى عَلَيْهِما ، وَ رَغِبْتُ الَيْكَ في وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما ، فَإِنّي و احسان به آنان ساختم و به تو رغبت جستم با بخشيدن گناه آنان كه من لا أَتَّهِمُهُما عَلى نَفْسي ، وَ لا أَسْتَبْطِئُهُما في بِرّي ، وَ لا أَكْرَهُ آنان را در مورد خويشتن متهم نمىدانم و در نيكوئىكردن‌شان در بارهء من‌درنگ كننده و سهل‌انگار نمىشناسم ما تَوَلَّياهُ مِنْ أَمْري يارَبِّ ، فَهُما أَوْجَبُ حَقّاً عَلَيَّ ، وَ أَقْدَمُ و آنچه در كار من‌بر عهده گرفتند ناخوش نمىپندارم . پروردگارا آن دو از من سزاوارترند كه حقشان رعايت شود إِحْساناً إِلَيَّ ، وَ أَعْظَمُ مِنَّةً لَدَيَّ مِنْ أَنْ أُقآصَّهُما بِعَدْلٍ ، و احسانشان برمن مقدم است ، و منّتشان نزد من بزرگتر از آن كه بخواهم در عوض آنان را قصاص كنم اوْ أُجازِيَهُما عَلى مِثْلٍ ، أَيْنَ إِذاً يا إِلهي طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتي ، يا آنان را مجازات به مثل كنم . اينك اى خداى من ، مدت مشغول بودن آنان براى پرورش من‌چه خواهد شد وَ أَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما في حَراسَتي ، وَ أَيْنَ إِقْتارُ هُما عَلى و شدت رنجشان در نگاهدارى من چه خواهدشد و آن تنگىكه براى آسايش من تحمل كردند أَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَيَّ ، هَيْهاتَ ، ما يَسْتَوْفِيانِ مِنّي حَقَّهُما ، چگونه‌جبران خواهد شد ؟ افسوس ، كه آن دو هرگز به حق خود نخواهند رسيد وَ لا أُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَيَّ لَهُما ، وَ لا أَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما ، و من نمىتوانم حقوق واجب آنان را دريابم و شرط خدمتگذارى آن دو را به جا آورم .