وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ . [ 92 ]
وحقّاً وبىترديد ، موسى براي شما دلايل روشنى در اثبات نبوّت ودين خود آورد ؛ مانند : يد بيضا ، عصاي معروف ، جوشيدن نهرها از يك سنگ ، شكافتن دريا ، طوفان ، ملخ ، قَمْل ، قورباغه ، خون . سپس شما گوساله را پس از سفر أو به كوه طور ، به خدايى گرفتيد ، در حالي كه شما ستمگر بوديد - ستم بر خود وپيامبرتان وقوانين وحدودي كه نازل شده - پس كو آنچه مىگوييد : ما به كتاب خود ايمان مىآوريم ؟
[ تفسير آيهء 93 - 94 ]
وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . [ 93 ]
ترجمهء نيمى از آية ، در آيهء 63 گذشت ؛ ومعناى بقيّه ، آن كه : چون كوه را بر بالاى سر آنها گرفتيم ، گفتيم : تورات را بشنويد به شنيدنِ گوش وعمل جوارح آنها . به لفظ گفتند : شنيديم ؛ وبه دل گفتند : نافرمانى كرديم . يعنى بىاعتنايى كردند ، يا تصميمِ برخلاف گرفتند .
وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ ؛ گويى محبّت گوساله به دلشان نوشانده شده . زيرا آنها به سوابق زندگى مُمتد در اسارت فرعونِ مادّيّت گرايى واعتقاد به تجسّم خدا وبت وأجسام ديگر [ بوده ] ومحبّت عملهاى فاسد ، همانند آب در أجسام ، در اعمال [ و ] قلبشان نفوذ كرده ؛ واز اينرو ، طبعاً توراتِ سرا پا توحيد وعرفان واعمال عبادي را جوابِ « عَصَيْنا » گفتند .
بگو : چه زشت است آنچه ايمان [ شما ] بدان دستور مىدهد ، اگر أهل ايمانايد !
يعنى : شما كه مدّعى ايمان به توراتايد ، اگر أمور فوق را - مانند تكذيب أنبيا وكشتن آنها وتكذيب كتابهاى آسمانى - ايمانتان دستور مىدهد ، پس چيزهاى بدى را دستور مىدهد . مراد ، استهزاى آنها [ است ] وبيان آن كه : ايمان نداريد ، وگرنه ايمان ، اقتضاى اين أمور را ندارد .