تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
وعلت افضليت ، آن‌كه انسان موجودى ذات الابعاد است ودر نفس وروان وخميرهء ذات وى قوى ونيروهاى گوناگونى توديع شده كه غالب آن‌ها در فرشتگان نيست ، نظير قوهء شهويه ، غضبيه ، بهيمية ، وفروع آن‌ها از حب جاه ومال ، حسد ، جبن وغيره . اين نيروها پيوسته أو را به سوى فساد وطغيان ومخالفت أوامر حق تعالى مىكشاند وأو در ميدان نبرد ودر معرض كشمكش اين قوى است ، ومخالفت با نفس وبيرون شدن از جاذبه اين قوى وتبعيت از دستورات الهى وفرامين خرد امرى است مشكل وآنگاه كه بتواند چنين امرى را انجام دهد مجاهدهء بزرگى كرده ودر مقام منيعى كه فرشتگان را قدرت رسيدن آن نيست حيازت كرده است ؛ چه آن‌كه طاعت خدا وعبادت حق براي فرشتگان مطابق خواست فطرت وغريزهء ذاتي آن‌ها است وآنان از طاعت خداوند وتسبيح وتهليل پروردگار وانقياد فرامين أو لذت مىبرند وحلاوت خاصي درك مىكنند . پس اگر بشر بتواند انجام وظيفة لازم در طاعت أوامر معبود كند ، بالطبع عملش ارزنده‌تر از فرشته خواهد بود وجهات ديگرى راجع به اين موضوع در بين بود كه متعرض نشديم . سؤال 4 : فرشتگان كيانند وكجايند وبراي چه امرى وكارى آفريده شده‌اند ؟ پاسخ : فرشتگان ، موجودى زنده وداراى عقل وشعور ، ويكى از طوايف چهارگانه ذوات عقلند - انسان‌ها ، اجنه ، شياطين ، فرشتگان - كه بار تكليف بر دوش آن‌ها نهاده شده گرچه تكاليف آنان از بشر واجنه تا حدى جدا است ، وطبق أدله نقليه « 1 » ، اعتقاد به وجود آن‌ها واجب وانكارشان پس از توجه وعلم كفر است . آنان أجسام لطيفه نورانىاند كه عادتاً با حاسه‌هاى ما قابل درك نيستند ، آن‌ها طبقاتى مختلف وأصناف واقسامى بس انبوه وبىنهايت‌اند . عده‌اى در كرانه‌هاى بىمنتهاى عالم بالا وأجواف پهناور كشور وجود وملك هستى ، مشغول پرستش و
هامش
( 1 ) . تفسير جوامع الجامع ، ج 1 ، ص 66 ؛ روض الجنان ، ج 2 ، ص 69 ؛ جامع البيان ، ج 1 ، ص 348 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 144 ، باب حقيقة الملائكة .