ثروتاندوزى وغيره دارد . انسان داراى غضب وحبّ رياست است ودنبال آنها مىرود . اينها همه كششهايى است كه در نهاد انسان نهفته شده وچنانچه آدمي آنها را تعديل نكند وخود را از مسير صحيح أرضا ننمايد ، به انحراف كشيده مىشود .
كشش ديگرى كه در نهاد انسان قرار دارد ، كشش به سوى خداست ، كه به أو مىگويد : اين جهان را خالقي است وبايد به جانب أو توجه كرده وروى آورد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَاتَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ ؛ « 1 » روى به جانب آيين پاك اسلام آور . اين فطرتى است كه خداوند خلق را بر آن آفريده است ودگرگونى وتغيير در آفرينش خدا راه ندارد . اين است دين وآيين محكم واستوار .
عظمت وشكوه وقتي تجلى مىنمايد كه در ميان اين كششها وكشمكشهاى غرايز وفطرت توحيدي ، انسان راه خدا را انتخاب نمايد ؛ راهى كه با فطرت أو هماهنگ است .
انساني كه هواهاى نفس أو را به سوى دنيا وماديات فرا مىخوانند ، حب مال وآسايش أو را به سوى مالاندوزى وراحتطلبى مىكشاند وحبّ مقام به سوى احراز يا حفظ مقام ، به هر صورتي كه ممكن شود ، سوق مىدهد ، وغريزه شهوت به طرف اعمال منافى با عفت دعوتش مىكند . اگر أو در اين ميان ، راه خدا را انتخاب نمايد ، جوهر وعظمت انسان خود را بروز داده است .
قرآن كريم در اين زمينه چنين مىفرمايد :
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ؛ « 2 » ما راه را به انسان ارائه داديم وأو را هدايت به صراط مستقيم نموديم تا أو چه راهى را انتخاب نمايد ودر نتيجة شكرگزار ويا كفرانكننده باشد .
علماى بزرگ ، شهدا ، مؤمنين واقعي وخالص ، ابوذرها ، سلمانها وأمثال آنها
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 .
( 2 ) . سورهء انسان ، آيهء 3 .