تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
لغت : فُرُش جمع فراش در اين جا به معنى متّكا . بطائن جمع « بطانه » و آن به معنى آستر و باطن لباس و مانند آن است . استبرق به معنى حرير ضخيم برّاق . در اين جا مقصود از « جنى » ميوه و ثمرهء رسيده مىباشد ، و دانٍ كه اصلش « دانى » بوده به معنى نزديك و در دسترس بودن است .

[ حوريان بهشتى ]

تفسير : در حالى كه بر روى بسترهايى كه آستر داخل آنها از ابريشم ستبر است تكيه زده‌اند و ميوهء هر دو باغ نزديك و در دسترس صاحب آن دو بهشت است . روايت شده كه تكيه‌كنندگان بر تخت‌هاى بهشت چون آرزوى ميوه نمايند شاخه‌هاى درخت سر فرود آورد و آن ميوه به دست و دهان آنها رسد . پس اى گروه انس و جن ، كدام يك از نعمت‌هاى پروردگارتان ( از مسندها و تخت‌ها و فرش‌هاى شاهانه و ميوه‌جات لذيذهء لطيفه ) را تكذيب و انكار مىكنيد ؟ ! ( آيهء 56 و 57 ) ( فِيهِنَّ قصِرَ تُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَاجَآنٌّ * فَبِأَىّ ءَالَآءِ رَبّكُمَا تُكَذّبَانِ ) تفسير : در بهشت‌ها يا در قصرها و منازل اين دو بهشت ، حورانى باشند كه چشم از ديدن غير شوهران خود كوته دارند ، و جز او به كسى عشق نورزند . از ابن عباس نقل شده است كه هر يك از زنان ، شوهران خود را گويند : قسم به جلال پروردگارم كه در بهشت هيچ چيز زيباتر از تو نمىبينم ، شكر خداى را كه تو را جفت من و مرا جفت تو گردانيد !