او مىپندارد كه مالش او را جاودانه خواهد ساخت و مرگ يا حوادث به سراغش نخواهد آمد .
( آيهء 4 - 9 ) ( كَلَّا لَيُنمبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ * وَ مَآ أَدْرَلكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفِدَةِ * إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ * فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِم )
تفسير :
چنين نيست كه او مىپندارد ، بىترديد مرگ او مىرسد و در حطمه - يعنى آتشى خرد كننده - افكنده مىشود .
و چه چيز تو را آگاه ساخت كه حطمه چيست ؟ !
يعنى آن قدر شدّت و سختى و عظمت دارد كه عقل نمىتواند به حقيقت آن برسد .
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ : حطمه آتش برافروختهء خداوند است . يعنى آتشى كه خدا به قهر و غضب خود افروخته و هر چه خدا برافروزاند ، در نهايت حرارت و احراق باشد و كسى نتواندآن را فرو نشاند . و اضافهء نار به خدا به جهت آن است كه معلوم شود آن آتش مانند آتشهاى ديگر نيست .
الَّتِى . . . : همان آتشى كه بر دلهايى كه مركز كفر و شرك و نفاق است سر مىكشد و علاوه بر ظاهر ، باطن را هم مىسوزاند .
همانا آن آتش درش بر روى آنها بسته است و راه خروج ندارند .
در ستونهايى بلند بسته و معذّب شوند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 508
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠٨