3 - « حق اليقين » و آن علم كسى است كه داخل آتش شود و متّصف گردد به صفات آتش . « 1 » در كتاب كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه :
رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى بعد از نماز صبح چشمش به جوانى افتاد لاغر و زردرنگ و چشمها فرو رفته . به او فرمود : چگونه صبح نمودى ؟ عرض كرد : صبح نمودم به حالت يقين . حضرت فرمود : هر چيزى را حقيقتى است ، حقيقت يقين تو چيست ؟
گفت : يقين من مرا محزون ساخته و شب مرا بيدار داشته و روز مرا تشنه ساخته و چنان به امور آخرت يقين دارم كه گوييا در عرش الهى مىنگرم و حشر خلايق را مىبينم و اهل بهشت را مىبينم كه متنعّم هستند و اهل جهنّم را كه معذّباند و گوييا الآن زفير آتش را مىشنوم . حضرت به اصحاب فرمود : اين بندهاى است كه خدا قلب او را به نور ايمان منوّر و روشن ساخته است . و به جوان فرمود : ملازم و ثابت باش بر آنچه هستى . پس جوان گفت : يا رسول اللَّه ، دعا فرما خدا مرا شهادت نصيب فرمايد . حضرت دعا نمود . چيزى نگذشت كه در يكى از جنگها شهيد شد ، بعد از نه نفر كه او دهمى آنها بود . « 2 »
[ نعيم چيست ؟ ]
( آيهء 8 ) ( ثُمَّ لَتُسَلُنَّ يَوْمَلِذٍ عَنِ النَّعِيمِ )
تفسير :
سپس شما در آن روز در هنگام محاسبه بىشك از نعمت كه خداوند در دنيا به شما داده است بازخواست خواهيد شد كه در چه چيز صرف نمودهايد يا از آن به چه نحو استفاده كردهايد و يا چه اندازه قدر آن را دانستهايد ؟ !
روايت شده است مراد از اين نعمت ولايت امير المؤمنين عليه السلام [ است ] « 3 » .
عيّاشى روايت نموده كه ابو حنيفه اين را از حضرت صادق عليه السلام پرسيد . حضرت فرمود :
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 4 ، ص 878 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 53 ، ح 2 .
( 3 ) . تفسير برهان ، ذيل آيهء شريفه .