تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
لغت : راق در اين جا شايد به معنى نجات‌دهنده باشد . اصل آن راقى از مادهء « رقى » به معنى بالا رونده است . تفسير : چنين نيست كه انسانِ طالب دنيا و غافل از آخرت و يا تكذيب‌كنندهء آن مىپندارد ، هنگامى كه روح به استخوان‌هاى دور گردن يعنى به گلوگاه رسيد ؛ و از طرف حاضران در نزد او گفته شد : طبيب شفابخش كه او را بهبودى دهد كيست ( يا فرشتگان گفتند : كيست كه روح او را بالا برد ؟ فرشتهء رحمت ، يا فرشتهء غضب ) ؟ ! و خود او دانست كه زمان ، زمان جدايى از دنيا و مفارقت از اهل و عيال و دوستان و خويشان است ؛ و ( از هول مرگ و سختى جان دادن ) ساق پا بر ساق ديگر بپيچد و بىحركت شود ( يا حسرت دنيا به عذاب آخرت متصل شد ) ؛ در آن روز ( روز مرگ و احتضار ) حركت و سوق هر كس به سوى پروردگار تو است ( از ملاقات برزخى ، قيامت ، حضور در محكمهء الهى و محاكمه تا ورود در بهشت يا جهنّم ) . تنبيه : آيات شريفه تذكّرى است براى رفع غفلت انسانى . حضرت امام على النقى عليه السلام فرمايد : اذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَىْ أهْلِكَ ، فَلا طَبيبَ يَمْنَعُكَ وَلَا حَبيبَ يَنْفَعُكَ : ياد بياور زمانى را كه در حال احتضار نزد اهل خانهء خود افتاده‌اى ، پس نه طبيبى است كه تو را از اين حالت منع كند و نه دوستى كه تو را در آن حالت نفع دهد . از يحيى بن معاذ نقل شده : چون بنده را در قبر نهند ، چهار ملك بر او بايستند : يكى بالاى سر ، ديگرى پايين پا ، يكى طرف راست ، و يكى طرف چپ . فرشتهء بالاى سرى گويد : اجل آمد و عمر منقضى شد . و طرف راستى گويد : مال رفت و و بال ماند . طرف چپى گويد : اشتغال رفت و اعمال ماند . و آن كه پايين پاست گويد : خوشا حال آن كسى كه كسبش حلال و شغلش به حضرت ذو الجلال باشد ( يعنى دائم با ياد خدا باشد ) .