روى عناد روى گردانيد و پشت كرد و تكبر ورزيد .
پس گفت : اين قرآن نيست جز جادويى كه از جادوگران پيشين گرفته شده و بازگو مىشود .
اين نيست جز گفتار بشر ، و كلام الهى نيست .
( آيهء 26 - 30 ) ( سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ مَآ أَدْرَلكَ مَا سَقَرُ * لَاتُبْقِى وَ لَاتَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لّلْبَشَرِ * عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ )
لغت :
لوّاحه تغييردهندهء رنگ . بشر جمع بشره و آن ظاهر پوست بدن است .
تفسير :
به زودى او را به سقر درآورم و بسوزانم .
و تو چه دانى كه سقر چيست ؟ !
اين جمله براى بيان شدّت آتش سقر است كه در آيات بعد به آن تصريح مىشود .
سقر دوزخى است كه نه چيزى را از كسى كه مستحق آن شده باقى مىگذارد كه به او نرسد و نسوزاند ، و نه رها مىكند كسى را كه مىسوزاند مگر آن كه به اعماقش برسد و پوست و گوشت و اعضا را بسوزاند . يا چون پس از نابودى بازگردانده شود دوباره آن را مىسوزاند و از آن دست برنمىدارد و به همين منوال همواره مىسوزاند .
سقر آتشى سوزاننده و سياهكنندهء پوستهاى بدن است ، يا سقر در آن روز براى بشر آشكار است .
بر سقر و دوزخ نوزده نفر يا نوزده گروه از فرشتگان گمارده شدهاند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٥