تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
روى عناد روى گردانيد و پشت كرد و تكبر ورزيد . پس گفت : اين قرآن نيست جز جادويى كه از جادوگران پيشين گرفته شده و بازگو مىشود . اين نيست جز گفتار بشر ، و كلام الهى نيست . ( آيهء 26 - 30 ) ( سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ مَآ أَدْرَلكَ مَا سَقَرُ * لَاتُبْقِى وَ لَاتَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لّلْبَشَرِ * عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ) لغت : لوّاحه تغييردهندهء رنگ . بشر جمع بشره و آن ظاهر پوست بدن است . تفسير : به زودى او را به سقر درآورم و بسوزانم . و تو چه دانى كه سقر چيست ؟ ! اين جمله براى بيان شدّت آتش سقر است كه در آيات بعد به آن تصريح مىشود . سقر دوزخى است كه نه چيزى را از كسى كه مستحق آن شده باقى مىگذارد كه به او نرسد و نسوزاند ، و نه رها مىكند كسى را كه مىسوزاند مگر آن كه به اعماقش برسد و پوست و گوشت و اعضا را بسوزاند . يا چون پس از نابودى بازگردانده شود دوباره آن را مىسوزاند و از آن دست برنمىدارد و به همين منوال همواره مىسوزاند . سقر آتشى سوزاننده و سياه‌كنندهء پوست‌هاى بدن است ، يا سقر در آن روز براى بشر آشكار است . بر سقر و دوزخ نوزده نفر يا نوزده گروه از فرشتگان گمارده شده‌اند .