در برخى از تفاسير آمده است : بعد از نزول اين آيه ، اموال او رو به نقصان نهاد تا آن كه همهء آن در عرضهء حوادث تلف شد و اكثر اولاد او مردند ، و آنها كه ماندند از او برگشتند و او محتاج و رسوا شد ، و به اين وضع از دنيا رفت .
سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا : به زودى او را به بالا رفتن از گردنهء پرمشقتى وادار مىكنم . يعنى به عذاب سخت آخرت گرفتار مىكنم .
اين تمثيلى است براى كسى كه به عذاب شاق و عقاب سخت ، كه طاقت آن را نداشته باشد گرفتار شود .
[ رفتار مشركان در برابر اسلام ]
( آيهء 18 - 25 ) ( إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقَالَ إِنْ هذَآ إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذَآ إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ )
تفسير :
همانا او در بارهء قرآن فكر كرد كه به پندار خود براى باطل جلوه دادن آن چه بگويد ؟
آيا بگويد : شعر است ، كهانت است ، اسطوره است يا كلام ديوانهاى است ؟ ! پس سنجيد و نتيجه گرفت كه بگويد : سِحر و كلام بشر است و كلام الهى نيست !
پس كشته باد چگونه سنجيد و نتيجه گرفت ؟ !
باز هم كشته باد چگونه سنجيد ؟ !
برخى در تفسير اين دو آيه گفتهاند : ملعون و معاقَب به عقاب سرمدى باد چگونه اندازهگيرى و تقدير كرد ؟ !
ثُمَّ نَظَرَ . . . : سپس نظر كرد و نگريست و تفكّر نمود ( يعنى در قرآن ) ؛
سپس روى ترش كرد و چهره و پيشانى در هم كشيد ؛ زيرا در آن موردى براى طعن و ايراد نيافت .
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ : سپس از حقيقت يا از پيامبر يا از اعتراف به حق بودن قرآن از