پس به سوى قوم خود رفته گفتهاند : حقّاً كه ما قرآن ( كتاب و كلام ) عجيبى ( كه در زيبايى لفظ ، دقت نظم و عمق محتوا فوق كلام بشر است ) شنيديم .
( آيهء 2 ) ( يَهْدِى إِلَى الرُّشْدِ فَامَنَّا بِهِ وَ لَن نُّشْرِكَ بِرَبّنَآ أَحَدًا )
تفسير :
قرآنى كه به سوى رشد ( حق و استقامت و صلاح دين و دنيا ) هدايت مىكند . پس ما به آن ايمان آورديم ( و چون ايمان به قرآن ايمان به توحيد و برائت از شرك است گفتند ) و هرگز براى پروردگار خود احدى را شريك نخواهيم دانست .
از اين آيه تا آيهء 15 همه سخنان اجنّه است به جنهاى ديگر كه ايمان آوردهاند .
اعتقاد به وجود جن و شياطين ، مورد اتفاق جميع انبيا عليهم السلام است و خواجه نصير در كتاب نقد محصلِ ابن سينا و در رسالهء حدود و ميرداماد در قبسات ، و ديگران به وجود جن تصريح كردهاند ، و نديدن آنها ، دليل بر نبودن آنها نيست ؛ زيرا عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود .
( آيهء 3 - 5 ) ( وَ أَنَّهُ تَعلَى جَدُّ رَبّنَا مَا اتَّخَذَ صحِبَةً وَ لَاوَلَدًا * وَ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا * وَ أَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا )
لغت :
جدّ در اين جا به معنى عظمت و مانند آن است .
تفسير :
و نيز ايمان آورديم به اين كه مقام و عظمت پروردگار ما برتر است ( از آن كه شريك و مثل و مانند داشته باشد و در ذات و صفات ، مانند ممكنات باشد ) .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٢