چهار چيز است در گناه كه بدتر از گناه است : 1 - كوچك شمردن گناه . 2 - افتخار نمودن به گناه . 3 - خوشحالى كردن از انجام گناه . 4 - اصرار و تكرار كردن گناه .
نقل شده كه اصرار و استكبار آنان بر وجهى رسيده بود كه هر يك از ايشان ، پسر خود را نزد حضرت نوح عليه السلام مىآورد و به پسر خود مىگفت : از اين مرد حذر كن مبادا تو را گمراه كند و از راه ببرد . و من در وقتى كه در سن تو بودم ، پدرم مرا نزد اين مرد آورد و تحذير كرد و گفت : مبادا از سخنان او گمراه شوى ، پس بايد تو هم مواظب باشى تو را گمراه نكند « 1 » ! « 2 » ( آيهء 8 و 9 ) ( ثُمَّ إِنّى دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنّى أَعْلَنتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا )
تفسير :
باز هم من با وجود اصرار و استكبارشان آنان را با صداى بلند دعوت كردم .
و باز دعوت را بر آنها به طور علنى و در اجتماعاتشان ، و نيز به طور سرّى و پنهان ( با افراد ) انجام دادم .
گفته شده كه آشكاراگفتن او به اين گونه بود كه هر جا بدانست كه مجلسى هست ، آن جا آمده به آواز بلند مىگفت : اى مردمان ، بگوييد لا إله الا اللَّه تا رستگار شويد . امّا پنهان گفتن او ، چون يكى را مىديد ، او را نزد خود مىطلبيد و نزديك گوش او مىگفت : بگو لا إله الا اللَّه . امّا به هيچ نوع سخن او را قبول نكردند .
( آيهء 10 - 12 ) ( فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَيْكُم مّدْرَارًا * وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَ لٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنتٍ وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهرًا )
هامش
( 1 ) . تفسير اثنى عشرى ذيل آيهء شريفه به نقل از مستدرك الوسائل .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 18 به نقل از قتاده .