آيا هر يك از آنها طمع دارد كه فرداى قيامت با آن حال كفر و دشمنى با تو و استهزا و تمسخرهايى كه مىكردند او را به بهشت پرنعمت درآورند ؟ !
يعنى مشركان را داعيهء آن است كه بدون ايمان و طاعت ، در روضاتِ جنان داخل شوند ؟ !
كَلَّآ إِنَّا خَلَقْنهُم مّمَّا يَعْلَمُونَ : نه ، چنين نيست ما آنها را از آنچه خود مىدانند ( يعنى از نطفه و مراحل بعدى ) آفريدهايم و تا به ايمان و عمل تكامل نيابند سزاوار بهشت نگردند .
يعنى ما ايشان را از نطفهء پليد كه آن را به هيچ نوع با عالم قدس مناسبتى نيست آفريديم ، پس اگر به وسيلهء ايمان و طاعت ، استكمال نيابند و به اخلاق حسنه از لوث كدورات ، صافى نشوند ، استعداد دخول بهشت نخواهند داشت .
و به عبارت ديگر به جهت دانستن مبدأ و معاد خلق شدهاند ، چه تكميل نفس به ايمان و عمل است . پس كسى كه استكمال نفس ننمايد ، در منازل كاملين راه نخواهد داشت .
( آيهء 40 ) ( فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبّ الْمَشرِقِ وَ الْمَغرِبِ إِنَّا لَقدِرُونَ )
تفسير :
پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها ( صد و هشتاد مشرق خورشيد از اول ميل اعظم جنوبى آفتاب تا انتهاى ميل اعظم شمالى آن ، كه از اوّل زمستان تا اول تابستان و عكس آن است ، و صد و هشتاد مغرب مقابل آنها ) ، يا مشرقها و مغربهاى ستارگان ، و يا اقمار ديگر اين خورشيد ، و يا اقمار هر خورشيدى كه همانا ما تواناييم ؛
( آيهء 41 ) ( عَلَى أَن نُّبَدّلَ خَيْرًا مّنْهُمْ وَ مَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٨٧