سورهء معارج
[ شأن نزول « سأل سائل » ]
( آيهء 1 و 2 ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سَأَلَ سَآئِلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لّلْكفِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ )
تفسير :
درخواستكنندهاى عذابى را درخواست كرد كه حتماً براى كافران ، واقعشدنى است .
و آن عذاب را بازدارنده و دفعكنندهاى نيست .
از حضرت صادق در شأن نزول اين آيه روايت شده كه فرمود : چون پيامبر روز غدير امير المؤمنين عليه السلام را به خلافت و امامت نصب و در حق او فرمود : « هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست » اين خبر به اطراف منتشر شد . نعمان بن حارث بر شتر سوار و متوجه مدينه شد كه با حضرت مجادله نمايد . چون به مجلس حضرت وارد شد ، جمع بسيار از مهاجر و انصار بودند ، گفتند : يا محمّد ، تو ما را به كلمهء شهادت دلالت كردى از تو قبول كرديم ، و به نمازهاى پنجگانه دعوت نمودى اجابت نموديم ، و به زكات و روزه و حج و جهاد ترغيب نمودى فرمان برديم ، و هر چه امر نمودى خلاف نكرديم ؛ با اين همه از ما راضى نشدى تا اين كه دست اين پسر را گرفتى و