وَيَغْفِرُ اللَّهُ لَهُ يَومَ الْقِيامَةِ مَغْفِرَةً لَمْ يَخْطُرْ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ ؛ « 1 »
هر كه خدا را در بازار هنگامى كه مردم غافلاند و به كار بازار مشغولاند با اخلاص ياد كند خداوند هزار حسنه براى او بنويسد ، و در قيامت او را بيامرزد آمرزشى كه به قلب بشرى خطور ننموده باشد .
[ تجارت يا شركت در نماز جمعه ]
( آيهء 11 ) ( وَ إِذَا رَأَوْاْ تِجرَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّواْ إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَآلِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التّجرَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّ زِقِينَ )
اعراب و لغت :
ضمير إليها به تجارة بر مىگردد و مىدانيم كه لهو هم حكم آن را دارد گويا اين طور گفته شده : « و إذا رأوا تجارة انفضوا إليها و إذا رأوا لهواً انفضّوا إليه » .
برخى از مفسّران گفتهاند : به آنچه انسان را از كارهاى واجب و لازم و مطلوب باز دارد لهو گفته مىشود .
تفسير :
شأن نزول : حضرت رسول صلى الله عليه و آله روزى خطبهء جمعه مىخواند ، ناگاه كاروان دحيهء كلبى كه ما يحتاج مردم را براى فروش مىآورد از شام رسيد و به سلامتى كاروان ، طبل شادى زدند . چون صداى طبل به گوش حاضران در نماز جمعه رسيد ، به جهت خريد اجناس لازمِ خود از يكديگر سبقت گرفته از مسجد بيرون رفتند ، و به غير از دوازده نفر ، كسى نماند . حضرت فرمود : به حقّ آن كسى كه جان من به يد قدرت اوست ، اگر همه بيرون مىرفتند ، از اين وادى آتشى به سوى شما روان مىشد ، و همهء شما را مىسوزانيد ! « 2 » مقارن اين حال آيه نازل شد :
با اين كه نماز جمعه از مصاديق ذكر خدا و بسيار پرفضيلت است ؛ ولى مردم به آن
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 286 .
( 2 ) . به منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 287 و تفسير ابو الفتوح ، ج 11 ، ص 158 رجوع شود .