اعراب :
إن در جملهء وإن كانوا مخفّفه از مثقّله است نه شرطيه . و لفى . . . خبر آن است .
منهم صفت رسولًا است و همچنين يتلوا عليهم . . . و دو جملهء بعد .
تفسير :
اوست كه در ميان امّيان - يعنى مردم مكّه كه غالباً بىسواد بودند - پيامبرى از خود آنها ( يعنى مثل ايشان ناخوانده و نانويسنده تا از تهمت اين كه مطالب را از معلمى آموخته ، دور باشد ) مبعوث كرد و برانگيخت كه آياتش - يعنى آيات قرآن - را بر آنها تلاوت مىنمايد و آنان را از پليدىهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى پاكيزه مىكند و به آنها كتاب آسمانى و معارف دينى و عقلى مىآموزد . و حقيقت اين است كه آنها پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند .
و در ثبوت نبوّت آن حضرت همين بس كه با اين كه امّى بود آيات الهى و احكام شرع كه سبب صلاح دنيا و عقبا است و مكارم اخلاق كه موجب ترقيات انسانى و موجب تكميل سعادت ابدى است را به بندگان خدا تعليم مىنمايد و همهء اينها دلالت دارد بر آن كه آنچه تلاوت مىكند و مىگويد ، از وحى الهى است .
( آيهء 3 ) ( وَ ءَاخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُواْ بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ )
اعراب :
آخرين . . . عطف به امّيّين است .
تفسير :
و مبعوث كرد او را براى مجتمعات ديگرى ( غير از اهل زمان خود و اهل مكّه ) تا انقراض بشر كه هنوز به آنها نپيوستهاند ( اما خواهند آمد ) و اوست مقتدر غالب بر آنچه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٧