تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
من و دشمن خودتان را دوست نگيريد . جملهء تسرّون . . . ابتداى كلام است . يخرجون الرسول . . . جملهء حال است از فاعل كفروا .

[ خيانت در افشاء اسرار مسلمين ]

تفسير : اى كسانى كه به خدا و رسول و قيامت ايمان آورده‌ايد ، دشمن من و دشمن خودتان را دوستان خود نگيريد ، شما با آنها طرح دوستى مىافكنيد و به وسيلهء نامه دوستىتان را به سوى آنها القا مىكنيد و مىفرستيد ( اشاره است به نامه‌اى كه يكى از مهاجران به نام حاطب براى مشركان مكّه نوشت و در آن نامه به آنها خبر داد كه پيامبر قصد جنگ با شما را دارد ، پس اسلحه مهيّا ساخته براى قتال با او آماده باشيد ! نامه را توسط زنى براى آنها فرستاد كه پيامبر توسط جبرئيل از اين كار آگاه و نامه وسط راه از آن زن گرفته شد و حاطب هم پس از رسوا شدن مورد اعتراض مردم قرار گرفت و در حالى كه او را از مسجد بيرون مىكردند و او چشمش به طرف پيامبر بود كه شايد لطفى بفرمايد ، حضرت فرمود : او را باز گردانيد ! و توبه‌اش داد ) . در حالى كه آنها به آنچه از حق - يعنى قرآن يا پيامبر حق يا دين اسلام كه دين حق است - براى شما آمده كفر ورزيده‌اند ، در حالى كه آنها پيامبر و شما را به خاطر ايمانتان به اللَّه كه پروردگار شماست از وطنتان مكّه بيرون مىكنند . إِن كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ . . . : اگر شما از وطنتان از براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمده و هجرت كرده‌ايد ، پس با آنها اظهار دوستى و مودّت نكنيد . شما دوستى خود را ( به وسيلهء نامه يا سخنان سرّى ) پنهانى به آنها مىرسانيد در حالى كه من به آنچه شما پنهان مىداريد و آنچه آشكار مىكنيد از شما داناترم . وَمَنْ يَفْعَلْ . . . : و هر كس از شما چنين كند پس حقّاً كه راه راست را گم كرده و گمراه شده است . ابن فضّال از حضرت رضا عليه السلام روايت نموده : مَنْ وَالى أعْداءَ اللَّهِ فَقَدْ عادى أوْلِياءَ اللَّهِ ، وَمَنْ عَادى أوْلِياءَ اللَّهِ فَقَدْ عَادَى اللَّه ، وَحَقٌّ عَلَى اللَّهِ أنْ يُدْخِلَهُ فى نارِ جَهَنَّمَ : هر كس دوستى كند با دشمنان خدا ، پس به تحقيق دشمنى نموده با دوستان خدا و هر كس دشمنى كند با دوستان