تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
بسيارى از مردم را كه زبان آنها را هيچ ندانيم گفتار آنها براى خود آنها معنا دارد ؛ امّا براى ما مانند صداى طيور است كه از آن چيزى نمىفهميم . پس همچنين ممكن است از صداى طيور چيزى نفهميم و حال آن كه هر يك تسبيح كنند ذات سبحانى را . در مناقب روايت شده كه حضرت سجاد عليه السلام دو ركعت نماز خواند ، پس در سجده تسبيح نمود ، در اين حال باقى نماند نه درخت و نه كلوخى مگر آن كه تسبيح كردند با آن حضرت . « 1 » و همين كه در زمانى واقع شد ، دلالت بر امكان آن دارد و ظاهر آيه دلالت بر وقوع آن دارد و شنوانيدن آن در بعض اوقات از جهت اعجاز بوده ، چنانچه تسبيح سنگ‌ريزه در كف مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله شنيده شد .

[ توصيف پروردگار ]

( آيهء 2 ) ( لَهُ مُلْكُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ يُحْىِ وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ ) تفسير : ملكيت حقيقى و حاكميت تام آسمان‌ها و زمين از آنِ اوست ؛ زيرا خلق و حفظ و تدبير و فانى كردن آنها همه در تحت ارادهء اوست و هيچ كس را نرسد كه ادّعاى خالقيت آنها را نمايد يا او را از تصرّف در آنها مانع شود . زنده مىكند مرده‌ها را براى جزا و مىميراند زنده‌ها را در دنيا . يا زنده مىكند مرده ( يعنى نطفه ) را و مىميراند زنده را هنگامى كه اجل او فرا رسد بر وفق حكمت و مصلحت ، و او قدرت تامه دارد و بر هر چيزى تواناست . ( آيهء 3 ) ( هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْأَخِرُ وَ الظهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلّ شَىْءٍ عَلِيمٌ )
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، ج 4 ، ص 136 چاپ قم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 107 | الشيخ علي المشكيني