تفسير :
البته ما خدا را پيش از اين يعنى در دنيا پيوسته مىخوانديم و نجات از آتش جهنّم را با انجام عبادت خالص از او مىخواستيم . او دعا و خواندن ما را اجابت كرد ؛ زيرا كه اوست نيكوكار و مهربان بر بندگان .
[ كاهن ، مجنون و شاعر نبودن پيامبر ( ص ) ]
( آيهء 29 ) ( فَذَكّرْ فَمَآ أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبّكَ بِكَاهِنٍ وَ لَامَجْنُونٍ )
تفسير :
پس اى پيامبر ، اهل مكّه و كفّار را تذكّر ده ( يا با قرآن تذكّر ده ) كه تو به لطف و نعمت پروردگارت نه كاهن هستى كه از جنها و شيطانها الهام گيرى و نه ديوانهاى ؛ بلكه پيامبرى و قرآن تو وحى الهى است .
( آيهء 30 ) ( أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ )
لغت :
تربّص انتظار كشيدن و يا درنگ كردن منون به معنى مرگ ، و ريب المنون يعنى حادثه و پيش آمدن مرگ .
تفسير :
بلكه مشركان گويند : او شاعر است نه پيامبر خدا و آنچه از او شنيده مىشود ( يعنى قرآن ) شعر است . ما براى او حوادث روزگار و آمدن مرگ را انتظار مىكشيم كه در آن صورت از رونق بيفتد و فراموش شود .