تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
تفسير : پس او و لشكر او را به قهر و غضب گرفتيم و در دريا افكنديم و غرق ساختيم در حالى كه فرعون مرتكب كارهايى مىشد كه سزاوار ملامت و سرزنش بود و نيز در آخرين لحظه ملامت‌كنندهء خويش بود و از اين رو اظهار ايمان كرد ؛ امّا ديگر سودى به حالش نداشت .

[ عاد و ثمود و قوم نوح ( ع ) ]

( آيهء 41 ) ( وَ فِى عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرّيحَ الْعَقِيمَ ) تفسير : و نيز در سرگذشت عاد - يعنى قوم هود - براى عبرت‌پذيرها نشانه‌اى از خشم و قدرت ماست هنگامى كه باد نازا كه آبستن‌كنندهء درخت و حاصل ابر نبود و هيچ خير و سودى نداشت - بلكه زايندهء شرّ و اثر غضب و عذاب الهى بود - بر آنها فرستاديم . ( آيهء 42 ) ( مَا تَذَرُ مِن شَىْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ ) لغت : رميم استخوان پوسيده و مانند خاك شده . تفسير : هيچ چيزى را كه اين باد برآن وزيد نمىگذاشت الا اين كه آن را همانند استخوان پوسيده و خاك ريزريز شده مىساخت . قصرها و شهرها و عمارت‌ها را خرد كرد و همه را مانند خاك گردانيد . ( آيهء 43 ) ( وَ فِى ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُواْ حَتَّى حِينٍ )