لغت :
آنف يعنى هماكنون . طَبَعَ در اين جا به معنى « مُهر زرد » مىباشد .
[ پاسخ ريشخند منافقان ]
تفسير :
شأن نزول : گاهى كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در خطبه ، منافقان را نكوهش مىنمود ، پس آنان از مسجد بيرون آمده به طريق بىاعتنايى با استهزا از بعض علماى صحابه مىپرسيدند كه اين مرد در اين ساعت چه مىگفت ؟ حق تعالى از حال آنها خبر مىدهد :
و بعضى از منافقان كسانىاند كه گوش فرا مىدارند به سوى تو - يعنى به خطبهء تو در روز جمعه و غير آن - گوش مىدهند تاآن گاه كه از نزد تو بيرون روند به كسانى كه علم ربانى به آنها داده شده از روى استهزا يا عدم اعتنا به مطلب مىگويند و مىپرسند : پيامبر الآن در اين خطبه چه گفت يا چه مىگفت ؟ آنها كسانى هستند كه به جهت عناد و نفاقشان خداوند بر دلهاشان مهر شقاوت نهاده و از هواهاى نفسانى خود پيروى كردهاند و به اين خاطر است كه بىاعتنايى يا مسخره مىكنند .
[ تكامل در هدايت و تقوا ]
( آيهء 17 ) ( وَالَّذِينَ اهْتَدَوْاْ زَادَهُمْ هُدًى وَ ءَاتَلهُمْ تَقْوَلهُمْ )
تفسير :
و كسانى كه هدايت يافته و حق را پذيرفتهاند خداوند بر هدايتشان افزوده و آنها را روح و توفيق پرهيزكارى متناسب حالشان عطا كرده است يا براى آنها روشن مىسازد كه تقوا و پرهيزكارى به چه طريق حاصل مىشود .
( آيهء 18 ) ( فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَآءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَآءَتْهُمْ ذِكْرَلهُمْ )