تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣

[ كشتن و اسيرگيرى در جنگ ]

( آيهء 4 ) ( فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرْبَ الرّقَابِ حَتَّى إِذَآ أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَآءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَ لِكَ وَلَوْ يَشَآءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِن لّيَبْلُوَاْ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِل‌َّأَعْملَهُمْ لغت و اعراب : فضربَ مفعول مطلق است يعنى « فاضربوا ضربَ . . . » . أثخنتم فعل ماضى از باب إفعال ، و مصدر آن إثخان به معنى از حركت بازداشتن است . منّاً و فداءً هر دو مفعول مطلق و فعلشان در تقدير است . تفسير : پس چون با كافران در جنگ برخورد كرديد بايد تا هنگامى كه جنگ تمام نشده و برپاست گردن‌هايشان را بزنيد ( در مرحلهء نخست به كشتن آنها مأموريد ) تا آن گاه كه آنها را سخت بكشتيد و از پاى درآورديد پس آنان را به اسارت گيريد و بندشان را محكم كنيد تا نگريزند ، پس يا با آزاد كردن آنها بر آنها منت نهيد و يا فديهء مالى يا اسيرى عوض آن بگيريد تا آن كه جنگ ابزار خود را بر زمين نهد و فرو نشيند اين است دستور خدا . و اگر خدا مىخواست خود با عذاب از آنها انتقام مىگرفت و آنها را بدون جنگ نابود مىكرد و لكن امر به جهاد مىكند تا برخى از شما را با برخى ديگر ( مؤمنان را با كفّار و كافران را با مؤمنان ) آزمايش كند و مؤمن با جهاد ثواب عظيم دريابد و كافر به سبب جنگ از كفر باز ايستد .

[ هيچ زيانى در شهادت نيست ]

وَ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْملَهُمْ : و در راه خدا آنان كه كشته شوند پس