تفسير :
و نشانهاى ديگر ( نشانهء جوّى ) از توحيد و قدرت خداوند براى آنها اين شب است كه روز را از آن همانند لباسى برمىكنيم ، پس ناگاه در تاريكى قرار مىگيرند كه هيچ روشنايى در آن نيست .
( آيه 38 ) ( وَ الشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرّ لَّهَا ذَ لِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ )
لغت :
مستقر اسم مكان و به معنى محلّ قرار و قرارگاه است .
تفسير :
و از آيات قدرت ما خورشيد است كه براى رسيدن به قرارگاه مخصوص خود همواره جريان شبه مستقيم دارد . اين تقدير و اندازهگيرى ( سير او در ميان منظومههاى جهان ) از خداى مقتدر غالب داناست .
( آيه 39 ) ( وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ )
لغت :
عرجون شاخهاى است كه خوشههاى خرما از آن آويزان مىشود و پس از چندى خشكيده و كج مانند هلال ماه مىگردد .
تفسير :
و ماهِ كامل را منزلهايى مقدَّر كرديم تا آن كه همانند شاخهء كهنه ( و زردرنگ و قوسى شكلِ ) درخت خرما به صورت هلال باز گردد و دوباره به تدريج كامل شود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣