تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
را دختران او خواندند ) . حقّاً كه انسان بسى كفر ورزنده و كفران نعمت‌كنندهء آشكار است . و اين غايت جهالت است كه بعد از اقرار به خالقيت او ، براى او اثبات فرزند كنند ! آيا نمىدانند كه فرزنددار بودن ، صفت اجسام ، و او خالق تمام اجسام است ؟ پس چگونه نسبت فرزنددار بودن به او توان داد ؟ !

[ پسر براى ما و دختر براى خدا ! ]

( آيهء 16 ) ( أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَ أَصْفَلكُم بِالْبَنِينَ ) لغت : أم به معنى « بل » و همزهء استفهام است . تفسير : آيا از آنچه مىآفريند دخترانى براى خود گرفته و شما را به داشتن پسران برگزيده است ؟ ! استفهام انكارى است يعنى نه چنين است . ( آيهء 17 ) ( وَ إِذَا بُشّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ) لغت و اعراب : ظل يعنى مىگردد ، و مسودّ يعنى سياه ، و كظيم به كسى گفته مىشود كه پر از غم و غصه و خشم باشد . وجهه اسم ظلّ ، و مسودّاً خبر آن و جملهء و هو كظيم حال است از ضمير وجهه .