تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
تفسير : اوست است زندهء بالذات و ازلى و ابدى ، جز او معبودى كه سزاوار ستايش و پرستش باشد نيست ، پس او را در حالى كه اعتقادات خود را از شرك ، و عبادات و طاعات خود را از ريا ، و دين خود را از بدعت‌ها و انحراف‌ها خالص و پاك كرده باشيد بخوانيد . همهء ستايش‌ها بالاصاله و بالذات از آنِ پروردگار جهانيان است . حضرت صادق عليه السلام فرمايد : شكر هر نعمتى اگرچه بزرگ باشد اين است كه حمد كنى خداى عزوجل را . « 1 » و بهترين عبارت جملهء « الحمد للَّه » است ؛ زيرا معنايش اين است كه همهء حمدها از آن خدا و مخصوص اوست ، چون همهء نعمت‌ها از اوست . ( آيه 66 ) ( قُلْ إِنّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَآءَنِىَ الْبَيّنتُ مِن رَّبّى وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِم‌َلِرَبّ الْعلَمِينَ ) تفسير : كفّار مكّه پيامبر را ترغيب مىنمودند به دين خود ، حق تعالى در رد آنها فرمود : بگو : من كه دلايل روشنى بر توحيد و يگانگى ربّ و إله از جانب پروردگارم به من رسيده ، از اين كه كسانى را كه به جاى خدا مىخوانيد و مىپرستيد پرستش كنم نهى شده‌ام و مأمور شده‌ام كه تسليم پروردگار جهانيان باشم . تبصره : گرچه نهىكنندهء از عبادت غير خدا در مرحلهء اوّل دليل‌هاى روشن عقلى است ؛ لكن چون ورود دليل‌هاى روشن از جانب خداى متعال تقويت‌كننده و مؤكِّد ادلّهء عقليه است ، لذا خداى تعالى امر فرمود كه در ابطال عقيدهء ايشان و اثبات مذهب خود به آن تمسّك نمايد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 71 ، ص 42 - 43 .