تبصره : معلوم است كه خداوند را در افعال مخلوقات ، مدخليتى هست به جهت آن كه مبدأ جميع ممكنات است و قدرت و تمكين و مهيّا و آسان كردن اسباب از جانب اوست ، پس اگر جميع اشياء را به خود اسناد داده به اين اعتبار باشد ، نه آن كه العياذ باللَّه او فاعل شر و كفر و معصيت باشد تا جبر لازم آيد ؛ بنابراين از حيث آن كه قوه و قدرت و تمكين افعال از جانب خدا باشد ، نسبتش به خدا ؛ و از جهت آن كه بنده فاعل فعل و در ترك و فعل مختار است ، نسبتش به بنده باشد كه : لا جبر و لا تفويض ، و لكن أمر بين أمرين . « 1 »
( آيه 63 ) ( لَّهُو مَقَالِيدُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَايتِ اللَّهِ أُوْللِكَ هُمُ الْخسِرُونَ )
لغت :
مقاليد جمع مقلاد و آن به معنى كليد يا خزينه است .
تفسير :
گنجينههاى آسمانها و زمين و كليدهاى آنها از آنِ اوست ، ماهيات آنچه قابل خروج به عالم وجود است در علم ازلى او و كليد همهء آنها كه « كاف و نون » است در اختيار اوست و آنان كه به آيات خدا كفر ورزيدند و نشانههاى قدرت و علم و حكمت خداوند را انكار كردند آنها هستند كه زيانكارند ؛ زيرا به سوءِ اختيار خود ايمان را كه سرمايهء جاودانى است به كفر تبديل كرده و به خسران و عذاب ابدى گرفتار شدند .
( آيه 64 ) ( قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونّى أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجهِلُونَ )
اعراب :
اصل تأمرونّى . . . « تأمروننى أن أعبد غير اللَّه » است .
هامش
( 1 ) . التوحيد ، ص 362 .