تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
اسب‌ها را باز گردانيد . پس شروع كرد به كشيدن دست به ساق و گردن‌هاى آنها به قصد اين كه همه در راه جهاد براى خدا وقف شود و جبران ترك اولايى باشد كه از او صادر شده است . قول ديگر اين كه مقصود كشتن اسب‌ها و صدقه دادنشان در راه خدا بود . ابن عباس گويد : معنى اين آيه را از حضرت امير المؤمنين عليه السلام سؤال كردم . فرمود : به چه طريق به تو رسيده ؟ گفتم : از كعب الاحبار شنيدم كه سليمان مشغول به عرضه شدن اسبان شد تا نماز عصر او فوت شد ، بعد به اصحاب خود گفت : آنها را برگردانيد ، و آنها چهارده اسب بودند ، پس او با شمشير گردن و پاى اسبان را قطع كرد و به سبب اين ظلم بر اسبان ، حق تعالى چهارده روز پادشاهى را از او سلب نمود . حضرت فرمود : كعب دروغ گفت ؛ زيرا پيامبر معصوم است ، چگونه ظلم از او صادر گردد ؟ بلكه سليمان ارادهء جهاد داشت ، بفرمود تا اسبان را بر او عرض كنند ، به اسبان مشغول شد تا آفتاب غروب كرد . پس به امر خداى متعال به ملائكهء موكِّل خورشيد گفت : خورشيد را برگردانيد . به امر الهى خورشيد را برگردانيدند تا نماز عصر را گزارد « 1 » . و گفته شده : كشتن اسبان بعد از نماز به جهت تصدُّق بود تا اعمال بدنى و مالى را با هم جمع كرده باشد . و علم الهدى رحمه الله فرمايد : ظاهر آيه دلالت ندارد بر اين كه حضرت سليمان كار قبيحى انجام داده باشد و روايات واردهء موهمه ، از درجهء اعتبار ساقط است . « 2 » و خاصّه و عامّه روايت نموده‌اند كه : آفتاب برنگشت مگر براى سه نفر : حضرت يوشع و حضرت سليمان و حضرت على بن ابى طالب عليهم السلام . « 3 » ( آيه 34 ) ( وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ )
هامش
( 1 ) . به مجمع البيان ، ج 4 ، ص 475 ، رجوع شود . ( 2 ) . تنزيه الانبياء ، ص 93 . ( 3 ) . به ينابيع المودة ، باب 47 ص 137 - 139 ، و روضة الواعظين ( چ قم ) ، ج 1 ، ص 157 رجوع شود .