است و مرا يك ميش ، و به من گفت كه آن يك ميش را هم به من واگذار ! و در گفتگو بر من غلبه كرده است .
( آيه 24 و 25 ) ( قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِى وَ إِنَّ كَثِيرًا مّنَ الْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصلِحتِ وَ قَلِيلٌ مَّا هُمْ وَ ظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُو وَ خَرَّ رَاكِعًا وَ أَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُو ذَ لِكَ وَ إِنَّ لَهُو عِندَنَا لَزُلْفَى وَ حُسْنَ مَابٍ )
اعراب و لغت :
بسؤال نعجتك در اصل « بسؤاله إياك نعجتك » است يعنى نعجتك مفعول دوم سؤال است كه مضاف اليه آن شده است . خلطاء جمع خليط و آن در اين جا به معنى شريك است .
و در و قليل ما هم « ما » زائده و « هم » مبتدا و « قليل » خبر آن است .
تفسير :
داوود گفت : مسلَّماً او در مطالبهء الحاق ميش تو به ميشهاى خود بر تو ستم كرده و حقّاً كه بسيارى از آنان كه اموالشان به هم مخلوط است بر يكديگر تعدى مىكنند مگر كسانى كه ايمان آورده و عملهاى پسنديده و شايسته به جا آورند و آنها بس اندكاند . و همين كه داوود اين داورى را كرد بنابر قولى كه طرفين نزاع فرشتگان بودند ( و نزاع صورى بود ) آنها برخاستند و غايب شدند و به ناگاه داوود دانست كه ما او را در اين داورىِ شتابزده آزمايش كردهايم و از پروردگار خود آمرزش خواست و ركوع و سجود كنان به رو درافتاد و به سوى خدا بازگشت .
پس ما آن را ( ترك اولى را كه به مجرد طرح دعوا پيش از سؤال از مدعى عليه قضاوت كرده و يا در محاكمهء صورىِ فرشتگان در كيفيت داورى خطا كرده ) بر او بخشيديم و البته
تفسير روان (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١١٦