لغت :
قسطاس به معنى ترازو مىباشد .
تفسير :
و بسنجيد و وزن كنيد اجناس را با ترازوى درست و عدل ؛ يعنى وزنى كه جامع وفا و استيفاى حق باشد .
تبصره : « قسطاس » به قولى لفظ رومى است كه معرب شده « 1 » ، و ذكر آن با عربيت قرآن منافات ندارد ، زيرا لفظ عجمى ( غيرعربى ) را چون عرب در كلام خود استعمال كرد و در اعراب و مانند آن جارى مجراى كلام خود ساخت ، آن لفظ از عجميت بيرون آمده و عربى مىشود .
( آيهء 183 ) ( وَ لَاتَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَ لَاتَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ )
تفسير :
و كالاهاى مردمان را كم ندهيد و ايشان را از حقشان به كم دادن در كيل و وزن منع منماييد ، و در زمين اقدام به قتل و غارت و راهزنى نكنيد در حالتى كه فسادكنندگان باشيد .
عَثْى در لغت به معنى فساد شديد است چون خراب كردن بنا و بنيان و قتل و غارت و پايمالى زراعات ، و قوم شعيب تمام اين افعال را مرتكب مىشدند .
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروى است كه :
أَوْحَى اللَّهُ إلى شُعَيْبٍ النَّبيِّ : إنّى مُعذِّبٌ مِن قَومِكَ مأةَ ألفٍ ، أربعينَ ألفاً مِن شِرارِهِم وسِتّينَ ألفاً مِن خِيارِهم ! فقال : يا رَبِّ ، هؤلاءِ الأشرارُ ، فَما بالُ الأَخيارِ ؟ فَأوحَى اللَّهُ إِلَيْهِ عزّ وجلّ : داهِنُوا أَهْلَ الْمَعاصِي وَلَم يَغْضِبُوا لِغَضَبي .
حق تعالى وحى فرمود به شعيب كه من عذاب مىكنم از قوم تو صد هزار نفر را : چهل هزار نفر از بَدان آنها و شصت هزار نفر از خوبان آنها را . شعيب گفت : خدايا ، نيكان را براى چه عذاب فرمايى ؟ حق تعالى وحى فرمود : براى آن كه مداهنه كردند با اهل معاصى ، و نهى از منكر ننمودند و براى غضب من غضب نكردند .
هامش
( 1 ) . قاموس قرآن سيّد على اكبر قرشى ، ج 6 ، ص 6 ، به نقل از المصباح المنير فيومى ، انتشارات دار الكتب الاسلاميه .