« أيكه » جنگلى بود نزديك « مَدْيَن » و در آن اشجار و اثمار بسيار بود ، حق تعالى شعيب را به سوى اهل آن جا فرستاد و با آنها اجنبى بود ، و لذا حق تعالى نسبت اخوت ايشان به او نداد چنان كه به انبياى سابق نسبت داده بود و فرمود :
( آيهء 177 ) ( إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ )
تفسير :
زمانى كه شعيب به آنها گفت كه اى قوم ، آيا نمىترسيد از عذاب الهى كه به او شرك مىآوريد ؟ !
در نسب حضرت شعيب عليه السلام اختلاف است : بعضى او را از اولاد حضرت ابراهيم عليه السلام گفتهاند و بعضى گفتهاند : اولاد كسى بوده كه به حضرت ابراهيم ايمان آورده بود .
علامهء مجلسى رحمه الله به سند معتبر روايت نموده از حضرت صادق عليه السلام كه حق تعالى از عرب مبعوث نفرمود مگر پنج پيغمبر :
هود ، صالح ، اسماعيل ، شعيب عليهم السلام و حضرت محمد صلى الله عليه و آله .
( آيهء 178 ) ( إِنّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ )
تفسير :
حضرت شعيب قوم را دعوت نمود به خداپرستى و فرمود :
همانا من براى شما فرستادهاى امين هستم ؛ يعنى جز اصلاح حال و خير و هدايت و سعادت شما نمىخواهم .
( آيهء 179 ) ( فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُونِ )
تفسير :
پس از عقوبت الهى بترسيد و از كفر و شرك و تكذيب بپرهيزيد ، و مرا در ترك مناهى و معاصى و پيروى اوامر و فرامين سبحانى اطاعت كنيد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٧٦