( آيهء 189 ) ( فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُو كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ )
تفسير :
پس شعيب را تكذيب كردند و اوامر او را مخالفت نمودند ، پس عذاب روز سايبان آنها را فرا گرفت .
خداوند هفت شبانهروز آفتاب را به نهايت گرمى و حرارت بر ايشان گماشت . ناگاه ابرى سياه در هوا پديد آمد و نسيم خنك از آن وزيد . اصحاب « ايكه » خوشدل شده يكديگر را صدا نمودند كه بياييد تا در زير سايهء اين ابر آسايش كنيم ! همين كه تمام آنها در زير آن مجتمع شدند ، آتشى از آن بيرون آمد و همهء ايشان را بسوزانيد . حقّاً عذاب روز ظلّه عذاب روزى بزرگ بود .
( آيهء 190 ) ( إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً وَ مَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ )
تفسير :
حقّاً در اين عذاب - يعنى بيرون آمدن آتش سوزان يا در اين داستان - نشانه و علامتى است بر كمال قدرت منتقم حقيقى ، و بيشتر اصحاب « ايكه » اهل ايمان نبودند .
( آيهء 191 ) ( وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
تفسير :
و همانا پروردگار تو اوست غالب و قاهر در واقع ساختن عذاب بر كافران و معاندان ، و مهربان است بر انبيا و پيروان ايشان و نيز بر كافران به مهلت دادن به ايشان و عجله نفرمودن در عذاب ، تا حجّت بر ايشان تمام شود .
اين آخر داستانها و قصههاى هفت پيغمبر است كه بر سبيل اختصار براى تسلّاى خاطر رسول گرامى اسلام و نيز تهديد مكذِّبان در اين سوره مذكور شد .
تبصره : زمخشرى در كشاف گفته است : تكرار آيات در اين سوره در اوّل و آخر هر قصه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨١