به تقدير « ليتعطّف عليك ، يا لمصالح كثيرة » . إذ تمشى ظرف ألقيت . قدر : مقدار معيّن از شىء . اصطنعه مشتق است از صنع به معناى احسان ، يعنى او را مورد احسان قرار داد ، و اصطنعه : ساخت آن را .
تفسير :
قَالَ قَدْ أُوتيِتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى
يعنى : خداوند در مقابل خواستههاى ششگانهء موسى گفت : اى موسى ، بدون ترديد همهء خواستههايت اعطا شد .
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى
يعنى : اى موسى ، و حقيقت اين است كه پيش از اين نيز بار ديگر بر تو منّت نهاديم .
يعنى در آغاز به دنيا آمدنت آن گاه كه فرعون طاغى از نوزادان بنىاسرائيل پسران را مىكشت و دختران را زنده نگه مىداشت .
إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى * أَنِ اقْذِ فِيهِ فِى التَّابُوتِ فَاقْذِ فِيهِ فِى الْيَمِّ
يعنى : و آن هنگامى بود كه به قلب مادرت الهام كرديم آنچه را كه بايد الهام شود ، يعنى كيفيت نگهدارى كودكى نوزاد از خانوادهاى ضعيف از شر ديكتاتورى مسلّط بر همهء گيتى مانند فرعون ، و الهام اين بود كه چون از شرّ دژخيمان فرعون ترسيدى او را ميان صندوقى بگذار و صندوق را به دريا افكن ، يعنى به رود نيل كه همانند دريايى متحرك بود .
فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّى وَعَدُوٌّ لَهُ
يعنى : ما به دريا فرمان مىدهيم تا او را به ساحل افكند . مراد ، فرمان تكوينى است . و نيز ارادهء حتمى مىكنيم تا كسى كه دشمن من و دشمن اوست او را از ساحل بگيرد .
نقل شده كه شعبهاى از رود نيل جدا شده در ميان قصر فرعون وارد استخرى مىشد و عبور مىكرد . فرعون و همسرش آسيه دختر مزاحم در كنار استخر بودند و صندوق را ديدند كه موج آب او را به كنار افكند . فرعون دستور داد آن را گرفتند ، و چون گشودند چشمشان به نوزادى در غايت زيبايى و طراوت افتاد ، حيران شدند
تفسير روان (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٨