بسيار نيكوكار است .
بايد دانست كه وعدهء غفران براى مشرك در اين مقام مبنى بر اين است كه ابراهيم يقين نداشته كه پدر در اعتقاد خود محكم و مستحكم است بلكه گمان مىكرده كه جاهل مستضعف است ، به گونهاى كه اگر حق بر او روشن شود مىپذيرد . و ممكن است شرك او را مىدانسته و لكن ممنوعيت استغفار براى مشرك كه از آيهء 113 توبه استفاده مىشود در جايى است كه در حال بقاى شرك طلب غفران از گناهان ديگر باشد ، و اما طلب خروج او از شرك و انقلاب موضوع و دخول در ايمان ، مانعى ندارد ( يعنى أطلب أن يوفّقك اللَّه للتوبة ) .
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُوا رَبِّى عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبِّى شَقِيّاً
يعنى : و من از شما و از آنچه به جز خدا و به جاى او مىخوانيد دورى مىجويم و به جاى خواندن آنها پروردگار خود را مىخوانم و اين اميد را دارم كه هرگز در خواندن پروردگار خود محروم نباشم .
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلّاً جَعَلْنَا نَبِيّاً « 49 » وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً « 50 »
تفسير :
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلّاً جَعَلْنَا نَبِيّاً
يعنى : چون ابراهيم از آنها و از آنچه آنان به جز خدا و به جاى خدا مىپرستيدند اعتزال گزيد و جدا شد يعنى به سوى شامات سفر كرد ، فرزندش اسحاق و نوهاش يعقوب از اسحاق را به او عطا كرديم و هر يك از آنها ( اسحاق و يعقوب ) را پيامبر كرديم .
در اين آيه نام اسماعيل فرزند او ذكر نشده ، زيرا همان گونه كه او از ميان قوم
تفسير روان (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٥