و عطوفتى كه به او اعطا شده بود .
وَكَانَ تَقِيّاً وَبَرَّاً بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّاراً عَصِيّاً
خداوند سه صفت بزرگ در اينجا براى يحياى پيامبر ذكر كرده : پرواى از خدا ، احسان به والدين و عدم تكبر نسبت به مردم . يعنى : و يحيى صاحب تقوا بود و از همهء محرّمات الهى اجتناب مىكرد .
مراد اين است كه هر چند يحيى غير بالغ بود و واجبات و محرّمات الهى مطلقاً دربارهء او فعليت نداشت و حكم مباحات را داشت ، لكن او از كودكى از همه اجتناب مىنمود .
و ممكن است بگوييم : مقتضاى اتصاف يحيى به منصب نبوت ، فعليت همهء واجبات و محرمات در حق اوست نظير بالغان ديگر . پس اين جمله اشاره به عصمت اوست از محرمات با فعليت و تنجّز همه دربارهء او . و ممكن است مراد اين باشد كه يحيى از ابتداى تميزش از كارهايى كه بر حسب سنّ او ناپسند بود اجتناب مىكرد چنان كه در روايات آمده كه : عدهاى از بچهها مشغول بازى بودند ، به او گفتند : يا يحيى ، تَعالَ نَلْعَبْ يعنى بيا بازى كنيم . يحيى گفت : أ لِلَّعبِ خُلِقْنا ؟ يعنى آيا ما براى بازى آفريده شدهايم ؟ !
و نيز يحيى محسن و نيكوكار نسبت به پدر و مادر بود ، و نيز او هرگز متكبر و سلطهجو نسبت به مردم و نافرمان و عصيانكار نبود . اگر « عصىّ » در اينجا به معناى عصيّاً لربّه است مؤكّدِ « تقياً » است ، و اگر به معناى عاقّ است مؤكِّد « برّاً بوالديه » است ، و اگر به معناى نافرمان و متعدى به حقوق است مؤكِّد « جبّاراً » است .
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً
يعنى : و درود و سلام بر او روزى كه متولد شد و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود .
مراد از سلام ، انشاى سلامت از آسيب و هر ضرر و عذاب است كه در اين سه روز متوجه انسان مىشود ، زيرا هر يك از اين سه روز بسيار حساس و خطرناك و انتهاى جهان و ابتداى ورود به جهانى ديگر و سرآغاز زندگى در آن عالم است . نخست روز تولد است كه از ظلمتكدهء تنگ و تاريك رَحِم ، چشم به فضاى وسيع نامتناهى دنيا مىگشايد و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧