گذشته و استخوانهايم پوك و اندامهايم ناتوان است ؟ !
و اين سؤال به عنوان استبعاد و انكار نيست ؛ بلكه با علم به تحقق خواستهاش استفسار از كيفيت وقوع وعده دارد ، زيرا درهاى مطلوب طبق عادت از هر سو بسته است و خطورات قلبى و وسوسههاى درونى منافات با علم به تحقق شىء ندارد .
قَالَ كَذلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً
يعنى : فرشتگان گفتند : مطلب همين است ( كه گفتيم يعنى خدا وعده داده . و يا مطلب همان است كه گفتى و راههاى عادى بر اين هدف بسته است لكن ) پروردگارت گفته : اين كار بر من آسان است ، و چگونه چنين نباشد در حالى كه تو را پيش از اين آفريدم در حالى كه چيزى نبودى . يعنى همانگونه كه تو را از مواد اوليهء خاك به صورت نطفه آفريدم و همانطور كه نطفه را به وسيلهء سير حالات مختلف انسان كامل كردم مىتوانم يحياى موعود را در رحم مادرش از نطفهء پدر يا بدون پدر بيافرينم .
بايد دانست كه مراد از « شيئاً » تعبيرى است كه در سورهء دهر آيهء اول دربارهء انسان آمده :
لَمْ يَكُن شَيْئاً مَذْكُوراً . يعنى اى زكريا ، موجودى به عنوان انسان نبودى بلكه عناوين ديگر داشتى . زيرا از خاك تا انسانشدن عناوين و نامهاى مختلف داشته است .
قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّى آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيّاً « 10 » فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيّاً « 11 »
لغت و اعراب :
سوىّ : صحيح و سالم ، و سويّاً حال است از فاعل لا تكلّم . أوحى اشاره نمود ، و اصلش به معناى اسراع است . بكرة : صبحگاهان . عشىّ : شامگاهان .
تفسير :
قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّى آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيّاً
تفسير روان (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤