إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِى أَنْتُم لَهَا عَاكِفُونَ
يعنى : متذكر شويد زمانى را كه او به پدر و قوم خود از روى تعجب و تحقير گفت :
اين مجسمهها چيست كه بدان روى مىآوريد و با حرص و علاقه و احترام به دورشان مىچرخيد ؟
مفسران پيرو اهلبيت عليهم السلام برآنند كه مراد از پدر در اينجا پدر نَسَبى و حقيقى او نيست ، زيرا طبق روايات باب ، بايد اجداد پدرى پيامبر اسلام از عبداللَّه تا آدم ابوالبشر موحد و در اصول عقايد تسليم شريعت آسمانى وقت خود باشند . مىگويند مراد از اب ابراهيم عموى او بوده كه استعمال در آن در همهء اعصار متعارف است ، يا پدر زن او و يا معلّمش بوده . و مراد از تماثيل ، بتهايى است كه خودشان از اشياى مختلف تراشيده و به صورت انسان يا غيره ساخته بودند كه آنها را مظاهر اراده و ربوبيت خداوند و متصرف در عالم هستى از جانب او مىدانستند و بدانها تقرب جسته و سجده كرده و حاجت مىخواستند .
قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنْتُم وَآبَاؤُكُمْ فِى ضَلَالٍ مُبِينٍ
يعنى : گفتند : ما پدرانمان را چنين يافتيم كه همه پرستشكنندهء اينها بودند ، يعنى و ما هم به پيروى و تقليد از آنان اين اعتقاد و رفتار را ادامه مىدهيم . ابراهيم گفت : حقّاً كه تا حال شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد . يعنى از روز پيدايش پديدهء شرك و اعتقاد و عملتان در برابر آنها همهء شما در مسألهء توحيد و توجه به مبدأ اعلى در انحراف آشكار بوديد . يعنى از نظر شرايع الهى آسمانى و از نگاه حكومت عقل و خرد منحرف بوديد .
قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ
يعنى : آنها از روى تعجب و استبعاد و حمل دعوت ابراهيم به قصد اضلال آنها گفتند :
آيا حقّى را براى ما آوردهاى ( يعنى به جدّ و راستى مىگويى ) يا از بازيگرانى و مردم را به بازى گرفتهاى ؟
قَالَ بَل رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِى فَطَرَهُنَّ
پيش از اين اشاره شد كه مشركان قوم ابراهيم در مسئلهء ربوبيت و الوهيت معتقد بودند كه آسمانها و زمين و ساكنان آنها را ارباب و مربيانى است غير از خداوند اعلى كه آنان
تفسير روان (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٧