شانزده نفر از آنها به نحو اختصار اشاره شده كه نخستين آنها موسى و هاروناند .
معناى آيه : اى پيامبر ، حقيقت اين است كه ما به موسى و هارون فرقان و نور و يادآور پرهيزگاران داديم .
مراد از اين اعطاشده تورات است كه به سه صفت توصيف شده است :
اول فرقان يعنى جدا كنندهء ميان حق و باطل و حسن و قبح و واجب و حرام نسبت به عقايد و اخلاق و اعمال امتى كه آن را دريافت كردهاند .
دوم نور يعنى روشنگر راه بشر اگر بخواهد به سوى كمالات انسانى سير كند و سعادت دنيا و آخرت را حيازت نمايد .
سوم ذكر يعنى وسيلهء تذكر و تنبّه و بيدارى جامعه .
و ذكر كلمهء « متقيّن » بدينجهت است كه تأثير كتاب الهى با همهء اوصافى كه دارد دربارهء انسانى است كه استعداد تقوا داشته باشد و فطرت و غريزهء انسانيش براى پذيرش حق آماده باشد و به وسيلهء كفر و شرك و عناد باطل نشده باشد .
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ
يعنى : متّقين آنهايند كه از مقام جلال و عظمت پروردگارشان در حالى كه غايب از آنها و دور از حواس ظاهرى آنهاست مىترسند . و يا آن كه از خداوند در حالى كه خود غايب از مردم و در خلوتاند مىهراسند . و از قيامت نيز بيمناكاند .
وَهذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ
يعنى : و اين قرآن يادآور پربركتى است كه ما آن را فرو فرستاديم .
آيه در بيان شأنى از شئون قرآن يعنى ذكر مبارك بودن آن است كه پيوسته از آغاز نزولش وسيلهء تذكر و انتفاع جامعهء بشرى است اعم از گروندگان و منكران آن ، زيرا از نظر انصاف اغلب مجامع بشرى امروز از هدايت و خير و صلاح و انوار علوم و حقايق اين كتاب كريم برخوردار شدهاند هر چند آن را نپذيرفتهاند .
و « أفأنتم » خطاب به مشركان است و استفهام براى تعجب و انكار . يعنى : اى مشركان ، چگونه اين كتاب را انكار مىكنيد ، در صورتى كه سراپا كمال و حقايق ثابت و مسلّم و اندرز و حكمت است به گونهاى كه عقل در برابرش متحير و متعجب ، و خرد در مقابلش
تفسير روان (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٥