سنجش قرار مىگيرد هيچگونه ظلم و ستمى واقع نمىشود . نه مستحق ثواب از پاداشش محروم و يا از آن كسر مىشود و نه بر كيفر مستحق عقاب افزوده مىگردد .
« و إن كان مثقال » يعنى و اگر عمل مكلّف به وزن حبّهاى از خردل باشد آن را در آن روز خواهيم آورد ، و همين كافى است كه ما حسابگريم . زيرا تعيين شمار عملهاى نامتناهى از مكلّفان نامتناهى و درج و حفظ همه از آغاز شروع نوع مكلّف در دنيا تا انقراض نسلش با خصوصيات اعمال از حسن و قبح و مكان و زمان و شدت و ضعف و پنهان و آشكار آنها و تعيين جزاى متناسب براى همه از قدرت و توان غير خداوند خارج است و تنها كار فرشتگان اوست كه تحت اراده و اشراف او هستند . جلَّ الخالق و علمهُ .
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ « 48 » الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ « 49 » وَهذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ « 50 »
لغت و اعراب :
ضياء : نور و روشنى . الذين يخشون صفت متّقين . بالغيب باء به معناى فى ، حال است از فاعلِ يخشون يا از ربّ مفعول آن .
تفسير :
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ
در آيات گذشته سخنى از پيامبران الهى به نحو كلى و مطالبى از معاد و رستاخيز ذكر شد و در اين آيات اشاره به حال عدهاى از پيامبران است ، و در آغاز سوره ذكر شد كه به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٤