تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
لغت واعراب : تَناهى عن الأمر : باز ايستاد از آن . تناهى زيد و عَمرو : زيد و عَمرو يكديگر را نهى كردند . أن سخط اللَّه محلًاّ مرفوع است به تقدير هو سخطُ اللَّه . تفسير : كَانُواْ لَايَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ يعنى : آنها اين صفت را داشتند كه از هيچ كار منكر و حرامى كه انجام داده بودند تناهى نداشتند ، يعنى از ادامه و تكرار آن بازنمىايستادند ، و يا از ادامهء آن يكديگر را نهى نمىكردند . پس آيه در مقام نكوهش از اصرار آنها بر منكرات يا از ترك نهى از منكر است . و بسيار بد است آنچه انجام مىدادند . تَرَى كَثِيراً مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِى الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ اشاره به صفت زشت ديگرى از اهل كتاب است . يعنى : بسيارى از آنها را مىبينى كه با كسانى كه مشرك‌اند و به كتاب آسمانى آنها كفر ورزيده‌اند مانند قريش مكه و ساير بت‌پرستان ، طرح دوستى مىافكنند ، يعنى براى دشمنى با پيامبر اسلام و توطئه عليه مسلمين . بسيار بد است آنچه هواى نفسشان براى آنها پيش آورده و آن اين است كه خداوند بر آنان خشم گرفته و آنها در عذاب آخرت جاودان اند . وَ لَوْ كَانُواْ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِىِّ وَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَآءَ وَلكِنَّ كَثِيراً مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ يعنى : و اگر آنها يعنى مطلق اهل كتاب از عصر قديم تا امروز كه در مقابل دعوت محمّد صلى الله عليه و آله و كتاب آسمانى او قرار گرفته‌اند ، در هر زمانى ، به خداى يكتا و پيامبر عصر و به آنچه از دين و شريعت و كتاب آسمانى به او نازل شده ايمان مىآوردند هرگز كفار و مشركين را براى خود دوست و ياور نمىگرفتند ، زيرا ايمان به حق ، مؤمن را از شرك و رغبت به مشرك و بت و شئون بت‌پرستى بازمىدارد . و لكن بسيارى از آنها از رِبقهء طاعت حق و انقياد به دين بيرون اند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 295 | الشيخ علي المشكيني