رفتن به سوى آن خانه را داشته باشد .
ظاهر آيه بيان شرط بودن استطاعت است براى وجوب حج ، و ظاهر استطاعت هم توان عقلى يا عرفى است . لكن از سنّت و احاديث اهلبيت عليهم السلام استفاده مىشود كه در وجوب حج چهار قسم استطاعت و شش امر ديگر نيز شرط است و مجموع شروط وجوب حج ده قسم است بدين قرار :
1 . بلوغ ، يعنى به حدّ بلوغ رسيدن حج گزارنده 2 . عقل ، يعنى عاقل بودن او 3 . حرّيت ، يعنى برده نباشد 4 . استطاعت مالى 5 . استطاعت بدنى 6 . استطاعت زمانى ، يعنى پس از حصول همهء شرايط در مكلّف ، زمان كافى براى انجام عمل باشد 7 . استطاعت سَربى ، يعنى راه باز باشد 8 . عمل حج مستلزم ضرر بدنى يا ضرر مالى اجحافآور نباشد 9 . عمل حج مستلزم ترك واجب اهم نباشد 10 . مستلزم ارتكاب حرام نباشد .
و مراد از استطاعت در آيه ، اگر خصوص استطاعت سَربى باشد پس يك شرط از شروط حج ذكر شده ، و اگر مطلق استطاعت باشد چهار شرط ذكر شده ، و باقى شروط از طريق سنّت استفاده مىشود .
« وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ »
يعنى : و هر كه كفر ورزد خداوند حتماً از جهانيان بىنياز است .
اگر به اصل وجوب حج و ثبوت اين حق الهى بر عهدهء مردم كفر اعتقادى ورزد او كافر است به لحاظ آن كه اين حكم از ضروريات دين است ، و اگر عملًا كفران نمايد و با فرض استطاعت ، ترك نمايد او كفران نعمت عظيم كرده و بىترديد خدا از همه بىنياز است .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللّهِ وَ اللّهُ شَهيدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ ( 98 )
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجًا وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ وَ مَا اللّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ ( 99 )
لغت و اعراب :
صَدَّه عن كذا - از باب نَصَر - : او را منصرف كرد از آن و مانع شد . بَغْى : طلب كردن ، ظلم نمودن . عِوَج : كژى و انحراف . تبغونها به تقدير « تبغون لها » و ضمير مؤنّث آن به « سبيل » برمىگردد كه مذكّر و مؤنث در آن يكسان است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٦