تفسير :
سحر و جادو در يهود
« وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُواْ الشَّيطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمنَ »
در اين آيه به يكى ديگر از خيانتها و رذايل اخلاقى يهود اشاره شده و آن عبارت از اين است كه آنها سحر و جادو ياد مىگرفتند و در مواردى به كار مىبستند ، و آن را از دو طريق به دست مىآوردند :
اول - از اجنّه ، زيرا هنگامى كه شياطين يعنى كفّار و فسّاقِ اجنّه به ارادهء خدا در تحت اختيار سليمان پيامبر قرار گرفتند ، پنهان از نظر دولت ، آشنا به فنون سحر شدند و شايد از اين راه در صدد ساقط كردن دولت سليمانى نيز بر آمدند ، بلكه اكثر آنان معتقد بودند كه سليمان نبى نيز سلطنت خود را از راه سحر به دست آورده است . و چون سليمان از كار آنها مطّلع شد نوشتهجات سحرى آنان را جمع كرد و در زير تخت خود دفن نمود . در آن ايّام بود كه برخى از شياطين ، نوشتههاى خود را براى عدهاى از انسانها مىخواندند و به آنها تعليم مىكردند و يهودان از اين راه آشنا به سحر شدند .
دوم - از فرشتگان ، زيرا در عصرى كه روشن نيست كى بوده ، عدهاى از مردم بابِل كه شهرى در اطراف كوفه بود سراغ عمل سحر رفتند و در فنّ سحر تخصص يافتند و از اين راه موجب اذيت و آزار و تعدّى به مال و ناموس مردم شدند . خداوند دو نفر فرشته براى مردم فرستاد كه آنها را در مقابل تجاوز ساحران ، سحر حلال يعنى سحر دفاعى بياموزند كه صنعت جادو را تنها در مرحلهء دفع شرور ساحران به كار گيرند ، اما آنها تخلّف كردند و در موارد ممنوعه نيز استعمال كردند و يهود را جادوگرى از آنها رسيد . خداوند در اين آيه اشاره به مدارك سحر يهود و كفر ساحران و تبرئهء سليمان نبى و حال فرشتگان و تخلّف متعلّمان و دينفروشى و دنياطلبى آنان نموده و معناى آيه اين است :
يهودان چنان كه در آيهء قبل گفته شد كتاب آسمانى خود را پشت سر انداختند و به دنبال سحر و جادويى افتادند كه شياطين جنّى در زمان سلطنت سليمان از نوشتهجات جادوگرى براى عدهاى از كاهنان و دوستان انسى خود تلاوت مىكردند .
« وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمنُ وَ لكِنَّ الشَّيطِينَ كَفَرُواْ يُعَلّمُونَ النَّاسَ السّحْرَ »