گفت : اما پسران فلان زن از دختر او ، پسران منند ! همچنين پسران فلان زن از دختر او پسران منند !
مىگويد : گفتم : خدا را مگر ممكن است پسران دخترهاى تو پسران تو باشند و پسران فاطمه پسران رسولخدا صلى الله عليه و آله نباشند ؟
معاويه گفت : خدا تو را بكشد چه مىگويى ، هيچكس اين حرف را از تو نخواهد شنيد ! « 1 »
3 - ابن شهر اشوب ، در حديثى از مدركبن ابىزياد آورده است به ابنعباس كه براى حسن و حسين ركاب مىگرفت و آنها را به مركب ، سوار مىكرد ، گفت : شما سالخوردهتر از ايشانى ، براى آنها ركاب مىگيرى ؟
ابنعباس گفت : اى نادان آيا مىدانى اينها كيستند ؟ اينان پسران رسول خدايند ، وظيفهء من است كه براى آنها ركاب بگيرم و بر مركب سوارشان كنم ! « 2 »
4 - على عليه السلام در ميدان نبرد اشاره به امام حسن كرد و فرمود : « اين جوان را نگهداريد تا پشت مرا نشكند ! زيرا نبايد مرگ حسن و حسين را دريابد ! نكند كه با مرگ آنها نسل رسولخدا صلى الله عليه و آله از بين برود ! »
ابن ابىالحديد « 3 » مىگويد : اگر بگويى : مگر ممكن است كه حسن و حسين و فرزندان ايشان را پسران ، فرزندان و ذريّه و نسل رسولخدا صلى الله عليه و آله گفت ؟
هامش
( 1 ) - كشفالغمه : 1 / 550 .
( 2 ) - مناقب : 2 / 142 .
( 3 ) - وى از دانشمندان بزرگ اهل سنت و از علماى معتزله ، فيلسوف مورخان و شارحنهجالبلاغه است . - م .