حسن عليه السلام را روى شانهاش حمل مىكرد ، از خانه بيرون شد ، مردى به او گفت : اى پسر ! خوب مركبى را سوار شدهاى ! پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن سخن آن مرد ، فرمود : « و خوب سوارهاى است او ! » . « 1 »
20 - و نيز از ابنعباس نقل كرده ، مىگويد : رسولخدا صلى الله عليه و آله نماز عصر را مىخواند ، چون به ركعت چهار رسيد ، حسن و حسين عليهما السلام آمدند ، تا اينكه به پشت رسولخدا صلى الله عليه و آله سوار شدند ، همينكه سلام نمازش را داد ، آنها را مقابل خودش قرار داد .
پس حسن عليه السلام جلو آمد ، رسولخدا صلى الله عليه و آله حسن را روى شانهء راستش و بعد حسين را روى شانهء چپش سوار كرد .
سپس فرمود : « آيا شما را خبر ندهم به كسى كه ازنظر جد و جده بهترين مردم است ؟ »
و آيا به شما خبر ندهم از كسى كه از جهت عمو و عمه بهترين مردم است ؟
و آيا شما را آگاه نسازم از كسى كه از نظر دايى و خاله از همه كس بهتر است ؟
و آيا به شما اطلاع ندهم كسى را كه از جهت پدر و مادر بهترين مردم است ؟
آرى اينان حسن و حسينند كه جدشان رسولخدا صلى الله عليه و آله و جدهشان خديجه بنت خويلد است . و مادرشان فاطمه دختر رسولخدا صلى الله عليه و آله و پدرشان علي بن ابىطالب است و عمويشان جعفربن ابىطالب و عمهشان امهانى دختر ابوطالب است و دائيشان قاسمبن
هامش
( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 95 .