« اين دو پسرم گل خوشبوى من از دنيايند ! » « 1 »
13 - همو از ابوهريره نقل كرده ، مىگويد : رسولخدا صلى الله عليه و آله نماز عشاء را مىخواند ، حسن و حسين برپشت آن حضرت مىجستند ، همين كه از نماز فارغ شد ، ابوهريره گفت : يا رسولاللَّه ! من آنها را نزد مادرشان ببرم ؟
رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : خير !
پس برقى جست و آندو در روشنايى آن برق رفتند تا بر مادرشان وارد شدند . « 2 »
14 - و نيز از ابوهريره نقل كرده ، مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله نماز عشاء را مىخواند ، پس حسن و حسين شروع كردند به پشت آن حضرت جستن ، چون نماز را تمام كرد ، ابوهريره گفت : يا رسولاللَّه صلى الله عليه و آله آنها را نزد مادرشان ببرم ؟
مىگويد : پس برقى جست و آنها در روشنايى آن برق رفتند تا بر مادرشان وارد شدند . « 3 »
15 - و باز از قول عبداللَّهبن بريده از پدرش نقل كرده ، مىگويد :
رسولخدا صلى الله عليه و آله خطبه مىخواند ، حسن و حسين آمدند درحالى كه پيراهن گلى بر تن داشتند و مىافتادند و برمىخاستند ، پيامبر صلى الله عليه و آله با ديدن ايشان از منبر به زير آمد و آنها را جلو خودش قرار داد . سپس فرمود : راست گفته است : خداى تعالى : « اموال و اولاد شما فقط براى آزمايش شماست ! » من اين دو را ديدم طاقت نياوردم ! سپس خطبهاش
هامش
( 1 ) - شرح حال امامحسن : 62 .
( 2 ) - شرح حال امامحسن : 87 .
( 3 ) - شرح حال امامحسن : 87 .