مىبوسيد ، عرض كرديم : يا رسول اللَّه ! شما را مىبينم با حسن كارى مىكنى كه در گذشته چنان كارى را نكرده بودى ؟
فرمود : « اين پسرم در دنيا گل خوشبوى من است و براستى كه اين پسرم آقاست ، باشد كه خداى تعالى به وسيلهء او بين دو گروه از مسلمانان را اصلاح كند . » « 1 »
98 - از ابوالحسن مداينى نقل كرده ، مىگويد : معاويه در حالى كه عمروبن عاص و گروهى از بزرگان نزد او بودند - پرسيد : چه كسى از نظر پدر ، مادر ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، دايى ، خاله ، عمو و عمه از همه مردم گرامىتر است ؟
نعمان بن عجلان زرقى بپاخاست و دست حسن عليه السلام را گرفت و گفت : اين آقا كه پدرش على ، مادرش فاطمه ، پدربزرگش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مادر بزرگش خديجه ، عمويش جعفر ، عمّهاش امّ هانى دختر ابوطالب ، دائيش قاسم و خالهاش زينب است .
عمروبن عاص با شنيدن سخنان او گفت : آيا محبّت و دوستى بنى هاشم تو را به اين كار فرا خواند ؟
ابن عجلان گفت : پسر عاص ! آيا نمىدانستى كسى كه رضاى مخلوق را به بهاى خشم خالق بجويد ، خداوند اميد او را نااميد ساخته و پايان عمرش را به نگونبختى ختم مىكند ؟
آرى بنى هاشم ريشه دارترين قبايل قريش و سالمترين و بردبارترين آنهاست . « 2 »
99 - همو از ابو سعيد نقل كرده است كه معاويه به مردى از قريش
هامش
( 1 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 133 .
( 2 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 138