تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
امامت و وعظ اشتغال داشت . سال 1271 « 1 » در قريه زراشيب تهران دار دنيا را وداع گفت و جنازه‌اش را به عتبات عاليات حمل نمودند و در كنار قبر جدش در رواق پايين پاى شهداى كربلا به خاك سپرده شد . شرحى بر دعاى سمات و تأليفات ديگر هم داشته ، گاهى هم اشعارى مىسرود . شعر
- ذوق يك سجده كه از روى محبت باشد * بهتر از طاعت صد ساله‌ى بىجان باشد رشته دنياى دون از دل گسل * ميخ استر را به گِل زن نى به دل اى مدرس تا به كى قشرى صفت * دم زنى از معرفت بىمعرفت اى كلامت زينت هر انجمن * حرف از لعل لبانش هم بزن از حقيقى يا مجازى تا به كى * همچو طفلان خاك بازى تا به كى غرّه‌اى زاهد افسرده به طاعات مشو * كه متاع تو در اين مرحله ارزان باشد آن روز اميد دل برآيد * كايّام وصال دلبر آيد يك سجده به روى دوست جان را * از هشت بهشت خوشتر آيد يك قطره اشك در ره او * بهتر ز هزار كوثر آيد خرّم دل بىدلى كه هر دم * در بحر غمش شناور آيد اى خفته كه بر بستر نازى برخيز * با دوست بگو راز و نيازى برخيز عمرت همگى به خواب غفلت بگذشت * دارى به قفا خواب درازى برخيز دل بنده از بندگى شاد به * ز بيم و طمع هر دو آزاد به در اين وادى ار رفته باشى دمى * و زاين باده گر خورده باشى كمى بدانى كه منظور و مقصود چيست * عبادت چه و قرب معبود چيست چون نور نماز است بىشك حضور * حضور ار نباشد در آن نيست نور
هامش
( 1 ) . وفاتش را 1269 و محرم 1281 هم نوشته‌اند ، مزارش را در حجره متصل به باب‌السّدر نيز ذكر كرده‌اند .